عباس اقبال آشتيانى

170

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

امير ارغون داخل كرد و عطا ملك قريب ده سال دبير مخصوص ارغون بود و چند سفر با او به مغولستان رفت و چنان كه خواهيم گفت در طى همين سفرها بوده است كه عطا ملك باوضاع و احوال ممالك اصلى مغول و گزارش زندگانى و تاريخ ايشان آشنائى يافته و براى نوشتن شاهكار نفيس خود يعنى تاريخ جهانگشا مواد و اطلاعات ذى قيمت جمع‌آورى كرده است : مأموريت هولاگو و دفع اسماعيليه از 651 تا 654 با اينكه مغول بيشتر ممالك اسلامى را در زير سم ستور خود پايمال كرده و مردم آن را بقبول اطاعت و ايلى وادار نموده بودند هنوز در قسمت غربى آسيا اسلام چنان كه بايد مغلوب نشده بود و مراكزى وجود داشت كه مغول تا اين تاريخ نتوانسته بودند بر آنها دست يابند . از يك طرف در تمام قهستان و رودبار الموت و دره‌هاى جنوبى سلسلهء البرز فدائيان اسماعيلى قلاع مستحكمى داشتند كه پناهگاه جماعتى مجاهد خنجرزن بود و اين جماعت به شرحى كه در تاريخ سلاجقه و خوارزمشاهيان ديده شده از يك قرن و نيم قبل در اين حدود قوت و قدرتى داشتند و پيوسته اسباب آزار و زحمت مخالفين خود را فراهم مىساختند . از طرفى ديگر خلافت اسمى بنى عباس در بغداد بجا بود و با اينكه خليفه هيچ‌گونه اقتدار و اعتبارى نداشت باز چون بر مسلمين رئيس و امير المؤمنين شناخته مىشد صاحب‌نفوذ روحانى بشمار مىرفت و ممكن بود كه بوسيلهء اشاره و صدور حكم بعضى از امراى مطيع را باسم حفظ خلافت و دفاع اسلام به جنبش بياورد . از اين دو امر گذشته مصر و شام هنوز بدست سلاطين ايوبى بود و مغول مجال نكرده بودند بر آن نواحى استيلا يابند و سلاطين اين دو ناحيه هم به شرحى كه سابقا گفتيم از مدّتى پيش گرفتار كشمكش با عيسويان اروپا و صليبيون بودند و با اقوام فرنگ جهاد مىكردند . با وجود تمام بلياتى كه اسلام از ابتداى هجوم مغول ديده و زخم‌هاى جان‌گزائى كه از دست اين قوم چشيده بود هنوز حال نفاق در بين مسلمين دوام داشت .